درخت زيبای من


 

دلم برای اینجا تنگ شد .... باید جوونه بزنم ....




 

چیزی که هیچکس نمیخواست
باورش کند.
چیزی که هیچکس
نمی خواست بداند اش.
چیزی که هیچکس
مجاز نیست بفهمدش.
آن چیز همچنان
همان است
و خواهد بود
چیزی که هیچکس
نمی خواست
و نمی خواهدش .

 -- این رو خوندم یاد تو افتادم، درخت زیبای من :)



سلام

یه زمستون دیگه .....




رديف وسط ـ اولی از چپ

می‌خندند ... در شعله شمع

لبخند می‌زنند ... در شعله شمع




 

درخت کاج، تمام زمستون رو کنار درخت گیلاس عریان، سبز بود
حالا هم کنار درخت گیلاس سپیدپوش، همونقدر سبزه ...



 

درخت من همیشه سبزه ... با بهار یا بی‌بهار ...


باغ مخفی ...

با این همه صدای پرنده که از پنجره‌ی نورگیر و کانال کولر می‌یاد،‌می‌تونم یه باغ پر درخت رو بالای پشت‌بوم تصور کنم ... یه باغ مخفی ...




پرنده‌ها ...

پرنده‌ها ...




 

خورشید چهل روزه
داره گرم می‌شه، مثل آتیش ...




درخت بی بر می‌شود بدون پرنده نمی‌شود ...

در این سکوت، آواز پرنده‌ای باید ...