دلم برای اینجا تنگ شد .... باید جوونه بزنم ....
¤ نوشته شده در ساعت ۳:٠٥ ق.ظ توسط
|+|
پيام هاي ديگران ()
۱۳۸٦/۱۱/٢٩
چیزی که هیچکس نمیخواست
باورش کند.
چیزی که هیچکس
نمی خواست بداند اش.
چیزی که هیچکس
مجاز نیست بفهمدش.
آن چیز همچنان
همان است
و خواهد بود
چیزی که هیچکس
نمی خواست
و نمی خواهدش .
-- این رو خوندم یاد تو افتادم، درخت زیبای من :)
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢٦ ق.ظ توسط
۱۳۸٦/٩/۳٠
سلام
یه زمستون دیگه .....¤ نوشته شده در ساعت ۱:۳٩ ق.ظ توسط
۱۳۸٦/۱/٩
رديف وسط ـ اولی از چپ

لبخند میزنند ... در شعله شمع
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٤٢ ب.ظ توسط
۱۳۸٥/۱٢/٢٥
درخت کاج، تمام زمستون رو کنار درخت گیلاس عریان، سبز بود
حالا هم کنار درخت گیلاس سپیدپوش، همونقدر سبزه ...
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٢۳ ب.ظ توسط
۱۳۸٥/۱٢/۱۳
درخت من همیشه سبزه ... با بهار یا بیبهار ...
¤ نوشته شده در ساعت ٤:۳۱ ب.ظ توسط
۱۳۸٥/۱٢/٤
باغ مخفی ...
با این همه صدای پرنده که از پنجرهی نورگیر و کانال کولر مییاد،میتونم یه باغ پر درخت رو بالای پشتبوم تصور کنم ... یه باغ مخفی ...
¤ نوشته شده در ساعت ۸:٢٧ ب.ظ توسط
۱۳۸٥/۱۱/٢٢
پرندهها ...

¤ نوشته شده در ساعت ٥:۳٩ ب.ظ توسط
۱۳۸٥/۱۱/۱٠
خورشید چهل روزه
داره گرم میشه، مثل آتیش ...
¤ نوشته شده در ساعت ٧:٤٤ ب.ظ توسط
۱۳۸٥/۱۱/٥
درخت بی بر میشود بدون پرنده نمیشود ...
در این سکوت، آواز پرندهای باید ...¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:۳٦ ق.ظ توسط
